
در ادامه، هر آنچه باید درباره «داستان کوتاه» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. داشت دستهایش را توی هوا تکان و به پیرمردِ مسافر آدرس میداد که کجا پیاده شود. گویی رهبرِ ارکسترِ کائنات بود که با حرکات نرم انگشتانِ خوشتراشِ کشیدهاش، تمام ذرات عالم را به رقص درمیآورد.دیدم یا خیال کردم که توی آینه، از پشتِ آن عینکِ غلی...
ادامه مطلب
موضوع «جایزهی ادبی واژه» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. برشی از داستانکوتاه "مرگ خوبِ بچهگربهی بنفش" نوشتهی نازنین جهانگیری، از آثار برگزیده در سومین جایزهی ادبی واژه. نشستهام کنار بخاری. از این بخاریهایی که توی دل دیوار است و هیزم تویش میاندازند! چوبها میس...
ادامه مطلب
نمیشه خورشیدو حاشا بکنی، حتی پشت سایه ها و پرده هایه روزی همه کبوتر میشیمو، نمی مونه هیشکی پشت نرده هابخشی از ترانه ی معجزهسیاوش قمیشی، نازنین جهانگیری + نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 12:32 توسط | بخوانید...
ادامه مطلب
معجزههر چه تیره تر بشی ای شب سرد/ ما مثه هر چی ستاره، روشنیمتو تبر بشی واسه ریشه ی ما/ شک نکن بازم جوونه می زنیمهمه ی سازامونم که بشکنی/ با سرودِ خنده مون چه میکنی؟راهِ آرزومونو بستی ولی/ با پرِ پرنده مون چه می کنی؟نمیشه خورشیدو حاشا بکنی/ حتی پشتِ سایه ها و پرده هایه روزی همه کبوتر میشیم و / نمی مونه هیشکی پشتِ نرده هاخواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشیترانه: نازنین جهانگیریپخش از شرکت ترانه + نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 13:46 توسط | بخوانید...
ادامه مطلب
ترانه ی معجزه با صدای سیاوش قمیشی، ترانه ای از بنده و تنظیم اشکان آریا منتشر شد."معجزه"هر چه تیره تر بشی ای شب سردما مثه هر چی ستاره، روشنیم!تو تبر بشی واسه ریشه ی ماشک نکن بازم جوونه می زنیم + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۱ ساعت 11:25 توسط | بخوانید...
ادامه مطلب
انکار کنخیابانی را که هر روزقدم به قدمدلتنگی هایمان را به هم نزدیک تر می کردانکار کنعاشقانه هایی راکه روی لب هایمان به رقص می آمدانکار کنکافه ای قدیمی با فنجان هایی تلخ راکه شیرینی لب هایمان را دوست داشتانکار کنحتی انگشت هایت راوقتی که دلتنگی بین انگشت های مرا پر میکردانکار کنمن هم فکر می کنمکه اتفاقی سر از این شعر درآورده ای! یزدان تورانی ...
ادامه مطلب