
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «راهِ آسمان!» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. جهانمصیبتهای زیادی به خود دیده!جنگهای هولناک،ظلمهای بیشمار!اما باز همقاصدک، پیغامبری میکندو آفتابگردان، روشنگری!نه برفی بر زمین میماند ونه آفتاب همیشگیست...ببین از چه راهی آمدهای!زخمهای امروزت،عمیقت...
ادامه مطلب
موضوع «جایزهی ادبی واژه» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. برشی از داستانکوتاه "مرگ خوبِ بچهگربهی بنفش" نوشتهی نازنین جهانگیری، از آثار برگزیده در سومین جایزهی ادبی واژه. نشستهام کنار بخاری. از این بخاریهایی که توی دل دیوار است و هیزم تویش میاندازند! چوبها میس...
ادامه مطلب
وبلاگ نازنین جهانگیری ترانه سرا و نویسندهجایزهی ادبی واژهبرشی از داستانکوتاه "مرگ خوبِ بچهگربهی بنفش" نوشتهی نازنین جهانگیری، از آثار برگزیده در سومین جایزهی ادبی واژه. نشستهام کنار بخاری. از این بخاریهایی که توی دل دیوار است و هیزم تویش میاندازند! چوبها میسوزند و ترق ترق صدا میکنند. بویی شبیه بوی سوختنِ کاه و کُلش میآید بعد از برداشت گندم، توی یک عصر دمکردهی تابستان! از گرمای بخاری تمام جانم گرم شده و خواب آمده توی چشمهایم. فاطیدراز دور و برم میپلکد و تر و خشکام میک...
ادامه مطلب
مفتخرم که داستان کوتاهم با عنوان: "مرگ خوب بچه گربه ی بنفش"، جزو آثار برگزیده و راه یافته به دور بعدی جایزه ادبی واژه، از بین نهصد اثر ارسالی قرار گرفته.برشی از این داستان کوتاه:یکxadدفعه لای آشغالxad های ته سطل، چیزی میxad بینم که برق میxad زند. تا کمر توی سطل خم میxad شوم و بیرون میxad آورمxad اش. یک گلسر طلایی است به شکل ماهی که تمام xadاش پولکxad دوزی شده است. پولکxad های براق طلایی! این بهترین عایدی امشبxad ام است. با گوشهxad ی روسریxad ام تمیزش میxad کنم و میxadزنم xadاش به موهای موجxadدارِ شیبا. میxad خندد. چقدر بچه xadام خوشگل است. دوستxad اش دارم. میxad خواهم توی بغلxad ام بگیرمxad اش، اما شیبا نیست. شیبا کجاست؟ دلم خیلی گرفته است. مادرم همیشه میxad گفت وقتی دلت میxad گیرد، خیال ک...
ادامه مطلب
نوشتن برای من، راه ورود به سرزمینِ خیال انگیزِ آرزوهاست!مفتخرم که داستان کوتاهم با عنوانِ " طبق روال پنج سالِ اخیر" جزو آثار برگزیده و راه یافته به مرحله ی نهایی جایزه ادبی بوته هست. + نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۲ ساعت 19:43 توسط | بخوانید...
ادامه مطلب
نمیشه خورشیدو حاشا بکنی، حتی پشت سایه ها و پرده هایه روزی همه کبوتر میشیمو، نمی مونه هیشکی پشت نرده هابخشی از ترانه ی معجزهسیاوش قمیشی، نازنین جهانگیری + نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 12:32 توسط | بخوانید...
ادامه مطلب
معجزههر چه تیره تر بشی ای شب سرد/ ما مثه هر چی ستاره، روشنیمتو تبر بشی واسه ریشه ی ما/ شک نکن بازم جوونه می زنیمهمه ی سازامونم که بشکنی/ با سرودِ خنده مون چه میکنی؟راهِ آرزومونو بستی ولی/ با پرِ پرنده مون چه می کنی؟نمیشه خورشیدو حاشا بکنی/ حتی پشتِ سایه ها و پرده هایه روزی همه کبوتر میشیم و / نمی مونه هیشکی پشتِ نرده هاخواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشیترانه: نازنین جهانگیریپخش از شرکت ترانه + نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 13:46 توسط | بخوانید...
ادامه مطلب
یکی از مهم تریم مسائلی که اکثر ماها هنوز خوب یادش نگرفته ایم، بروز احساساتمونه.مثلا از یه نفر دلخوریم و اون یه نفر ما رو به مهمونی دعوت می کنه، بهش میگیم میایم، اما نمیریم!فکر می کنیم اگه اون فرد رو منتظر بذاریم یا جواب پیام و تلفنش رو ندیم، متوجه میشه ما ازش دلخوریم و اینجوری تنبیه ش کرده ایم.در حالی که می تونیم خیلی ساده بهش بگیم: به خاطر فلان ماجرا ازت دلخورم و واسه ی همین نمیام!شاید اصلا اون آدم یه حرفی بزنه و دلیلی بیاره که دلخوری ها برطرف بشه.کسی به ما یاد نداده وقتی عصبانی هستیم، عاشقیم، دلتنگیم، دلخوریم و خلاصه هر احساسی داریم، ساده و انسانی بروزش بدیم.جسارتِ بروزِ درست و ساده ی احساسات، بزرگ ترین شجاعت و بزرگ ترین سطح از خودمراقبتی و ارزش دادن به خوده!احساسات ابراز نشده ی ما روی ه...
ادامه مطلب
ترانه ی معجزه با صدای سیاوش قمیشی، ترانه ای از بنده و تنظیم اشکان آریا منتشر شد."معجزه"هر چه تیره تر بشی ای شب سردما مثه هر چی ستاره، روشنیم!تو تبر بشی واسه ریشه ی ماشک نکن بازم جوونه می زنیم + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۱ ساعت 11:25 توسط | بخوانید...
ادامه مطلب
حالمان خوب است... این جا شعر هست، باران هست، عشق هست و آسمانی که هنوز هم می توان به آن پناه برد... حالمان خوب است! اما این بار، باور کن!نازنین جهانگیری بخوانید...
ادامه مطلب
برایم دعا کن چشمانِ تو گل آفتابگردانند به هر کجا که نگاه کنی، خدا آنجاست هزارمین سیگارم را روشن می کنم پس چرا سکته نمی کنم؟ نمی دانم... حسین پناهی...
ادامه مطلب
میراثدار نگاه تو دل من است و این دل دوستت دارم را روزی از لبان تو خواهد چید آن روز تمام کوچه پر از دل من می شود و دل تو نیز بر شاخه درختان نارون نشسته دوستت دارم هایش را می شمرد و دل من کوچه را از بوسه پر می کند من و تو یعنی دلهایمان... جووانی بوکاچو...
ادامه مطلب
انکار کنخیابانی را که هر روزقدم به قدمدلتنگی هایمان را به هم نزدیک تر می کردانکار کنعاشقانه هایی راکه روی لب هایمان به رقص می آمدانکار کنکافه ای قدیمی با فنجان هایی تلخ راکه شیرینی لب هایمان را دوست داشتانکار کنحتی انگشت هایت راوقتی که دلتنگی بین انگشت های مرا پر میکردانکار کنمن هم فکر می کنمکه اتفاقی سر از این شعر درآورده ای! یزدان تورانی ...
ادامه مطلب
فکر می کنم اصالت خنده هایت، برمی گردد به دوران ما قبل تاریخ! همان جا که بشر برای حیات پرمشقتش انگیزه ای یافت! شاید "عشق" درست از همان لحظه، کشف شد! کسی چه می داند؟! رمان گاهی خودت باش، نازنین جهانگیری ...
ادامه مطلب
بر فرو رفتگی های این سنگ دست بکش و قرن ها عبور رودخانه را حس کن! سنگ ها سخت عاشق می شوند اما فراموش نمی کنند! گروس عبدالملکیان ...
ادامه مطلب
انگشت اشاره ات را بده می خواهم روی لب هایم بگذارم تا فریاد نزنم عشقت را؛ هیس! انگشت اشاره ات را بده می خواهم موهای خیسم را تاب بدهم به انحنای انگشت هایت تا پیچ و تاب بخورند روی تنم بریزند روی شانه هایم تا دلت بند بشود وسط انبوه تاب خورده موهایم انگشت اشاره ات را بده می خواهم تمام دست هایم را به پناه انگشت اشاره ات ببرم می خواهم نترسم. انگشت اشاره ات را بده می خواهم آتش درست کنم انگار که کبریت باشد بکشم به زبری دردهایم گرم شوم... بخوابم... خسته ام! انگشت اشاره ات را بده. روشنک آرامش ...
ادامه مطلب
به شب تکیه داده امو با صدای تو فکر می کنمشب همیشه با من صمیمی استکنار من چهار زانو می نشیندو با مدادرنگی های کودکی امماه را خط خطی می کند.راستیچشمانت چه رنگی بود؟می خواهم جهان را به رنگ چشمانت کنمو بعد بلند شومحرف حرف نامت را شماره بگیرم و اشغال کنم!دوست ندارم کسی به جز من صدایت کندمن آدم حسود بد بی ادبم!چه فرقی می کند؟تو که دوستم نداری! چیستا یثربی ...
ادامه مطلب
میدانم نمیدانی چقدر دوستت دارم و چقدر این دوست داشتن همه چیزم را در دست گرفته است میدانم نمیدانی چقدر بی آنکه بدانی، میتوانم دوستت داشته باشم، بی آنکه نگاهت کنم، بی آنکه صدایت کنم، بی آنکه حتی زنده باشم میدانم نمیدانی تابهحال چقدر دوست داشتنت مرا به کشتن داده است! حافظ موسوی ...
ادامه مطلب
تا روزی که بوددستهایش بوی گل سرخ میداداز روزی که رفتگلهای سرخبوی دستهای او را میدهند. واهه آرمن...
ادامه مطلب