خرید بک لینک
در این گزارش به بررسی کامل «رمان رنج‌های عزیز» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کسی که ترک می‌شود، کسی که پس زده می‌شود، کسی که یک عالمه حرف نگفته، غده شده بیخ گلویش،دوست دارد برگردد به مکانِ مشترکش با معشوق! عین قاتلی که به محل جنایت، بازمی‌گردد. دوست دارد برگردد به امید معجزه‌ای!به بهانه‌ی چتری کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 2:50

در ادامه، هر آنچه باید درباره «داستان کوتاه» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. داشت دست‌هایش را توی هوا تکان و به پیرمردِ مسافر آدرس می‌داد که کجا پیاده شود. گویی رهبرِ ارکسترِ کائنات بود که با حرکات نرم انگشتانِ خوش‌تراشِ کشیده‌اش، تمام ذرات عالم را به رقص درمی‌آورد.دیدم یا خیال کردم که توی آینه، از پشتِ آن عینکِ غلیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 2:50

در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «رنج‌های عزیز» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دیدی نزدیکای بهار، هر چی زمستون بیشتر قدرت‌نمایی می‌کنه،آدم بازم به اومدن بهار شک نمی­‌کنه؟ همون‌جوری به رویاهات ایمان داشته باش! از رمان: رنج‌های عزیز، نازنین جهانگیری این مطلب به بررسی جزئیات و اطلاعات منتشر شده درباره رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 2:50

اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «راهِ آسمان!» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. جهانمصیبت‌های زیادی به خود دیده!جنگ‌های هولناک،ظلم‌های بی‌شمار!اما باز همقاصدک، پیغامبری می‌کندو آفتابگردان، روشنگری!نه برفی بر زمین می‌ماند ونه آفتاب همیشگی‌ست...ببین از چه راهی آمده‌ای!زخم‌های امروزت،عمیق‌تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 2:50

در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «از متن رمان رنج های عزیز» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. از وقتی فهمیده­‌ام که قرار است بمیرم، میل غیرقابل‌مهاری به زندگی پیدا کرده­‌ام. آن­‌قدر که دیگر هیچ‌چیزی به جز زنده­‌ماندن برایم مهم نیست. هر روز صبح پنجره­‌ی اتاقم را باز می­‌کنم و عطر آخرین روزهای بهار را با ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 2:50

موضوع «جایزه‌ی ادبی واژه» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. برشی از داستان‌کوتاه "مرگ خوبِ بچه‌گربه‌ی بنفش" نوشته‌ی نازنین جهانگیری، از آثار برگزیده در سومین جایزه‌ی ادبی واژه. نشسته­‌ام کنار بخاری. از این بخاری­‌هایی که توی دل دیوار است و هیزم تویش می‌اندازند! چوب­‌ها می‌سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 2:50

وبلاگ نازنین جهانگیری ترانه سرا و نویسندهاز متن رمان رنج های عزیزاز وقتی فهمیده­‌ام که قرار است بمیرم، میل غیرقابل‌مهاری به زندگی پیدا کرده­‌ام. آن­‌قدر که دیگر هیچ‌چیزی به جز زنده­‌ماندن برایم مهم نیست. هر روز صبح پنجره­‌ی اتاقم را باز می­‌کنم و عطر آخرین روزهای بهار را با ولع، نفس می­‌کشم.اتاقم طبقه­‌ی سوم، توی بخش آنکولوژی است و خوشبختانه منظره­‌ی خوبی دارد. پنجره­‌ی اتاقم به فضای سبز پشت بیمارستان باز می­‌شود. بیمارانی که حال‌شان از بقیه بهتر است و هنوز توان راه‌رفتن دارند، عصرها می­‌آیند توادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 17:26

وبلاگ نازنین جهانگیری ترانه سرا و نویسندهجایزه‌ی ادبی واژهبرشی از داستان‌کوتاه "مرگ خوبِ بچه‌گربه‌ی بنفش" نوشته‌ی نازنین جهانگیری، از آثار برگزیده در سومین جایزه‌ی ادبی واژه. نشسته­‌ام کنار بخاری. از این بخاری­‌هایی که توی دل دیوار است و هیزم تویش می‌اندازند! چوب­‌ها می‌سوزند و ترق ترق صدا می­‌کنند. بویی شبیه بوی سوختنِ کاه و کُلش می‌آید بعد از برداشت گندم، توی یک عصر دم­کرده­‌ی تابستان! از گرمای بخاری تمام جانم گرم شده و خواب آمده توی چشم­‌هایم. فاطی­‌دراز دور و برم می­‌پلکد و تر و خشک‌ام می­‌کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 17:26

جهانمصیبت های زیادی به خود دیده!جنگ های هولناک،ظلم های بی شمار!اما باز همقاصدک، پیغامبری می کندو آفتابگردان، روشنگری!نه برفی بر زمین می ماند ونه آفتاب همیشگی ست...ببین از چه راهی آمده ای!زخم های امروزت،عمیق تر ازرنج های دیروزت نیست...به آسمان که نگاه کنی،باز هم راه تازه ای خواهی یافت.نازنین جهانگیری + نوشته شده در پنجشنبه هشتم آبان ۱۴۰۴ ساعت 12:50 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 11:10

مفتخرم که داستان کوتاهم با عنوان: "مرگ خوب بچه گربه ی بنفش"، جزو آثار برگزیده و راه یافته به دور بعدی جایزه ادبی واژه، از بین نهصد اثر ارسالی قرار گرفته.برشی از این داستان کوتاه:یکxadدفعه لای آشغالxad های ته سطل، چیزی میxad بینم که برق میxad زند. تا کمر توی سطل خم میxad شوم و بیرون میxad آورمxad اش. یک گلسر طلایی است به شکل ماهی که تمام xadاش پولکxad دوزی شده است. پولکxad های براق طلایی! این بهترین عایدی امشبxad ام است. با گوشهxad ی روسریxad ام تمیزش میxad کنم و میxadزنم xadاش به موهای موجxadدارِ شیبا. میxad خندد. چقدر بچه xadام خوشگل است. دوستxad اش دارم. میxad خواهم توی بغلxad ام بگیرمxad اش، اما شیبا نیست. شیبا کجاست؟ دلم خیلی گرفته است. مادرم همیشه میxad گفت وقتی دلت میxad گیرد، خیال کن! خیال را کسی نمی xadتواند از آدم بگیرد.نازنین جهانگیری + نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 11:54 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: چهارشنبه 9 اسفند 1402 ساعت: 17:45

"آفتابگردان"

خورشید من!

تمام عمر،

سر به هوای تو بوده

قلبِ کوچکِ این آفتابگردانِ عاشق!

برشی از رمان: رنج های عزیز، نازنین جهانگیری

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 19:54 توسط  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 15:01

کسی که ترک می شود،کسی که پس زده می شود، کسی که یک عالمه حرف نگفته، غده شده بیخ گلویش،دوست دارد برگردد به مکانِ مشترکش با معشوق! عین قاتلی که به محل جنایت، بازمی گردد. دوست دارد برگردد به امید معجزه ای!به بهانه ی چتری که کنار در جا مانده... کتابی که فراموش کرده از توی کتابخانه بردارد... یا لباسی که روی تخت رها شده...این ها بهانه اند برای بازگشت... به امید یافتن کورسوی امیدی توی چشم های یار! به امید این که بگوید: نرو! که مرا از تو گریز نیست! شاملو شود و اقبال تو آن قدر بلند باشد که بتوانی آیدای او باشی! ببرد تو را به بامِ بلندِ همچراغی!برشی از رمان رنج های عزیز، نازنین جهانگیری + نوشته شده در شنبه چهارم آذر ۱۴۰۲ ساعت 13:11 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 15:01

داشت دست هایش را توی هوا تکان و به پیرمردِ مسافر آدرس می داد که کجا پیاده شود. گویی رهبرِ ارکسترِ کائنات بود که با حرکات نرم انگشتانِ خوش تراشِ کشیده اش، تمام ذرات عالم را به رقص درمی آورد.دیدم یا خیال کردم که توی آینه، از پشتِ آن عینکِ غلیظِ سیاهِ لعنتی، نگاه نرمی به من که پشت سرش نشسته بودم، انداخت... چنان آتش گرفتم... سوختم... خاکستر شدم که بر شانه هایم دو تا بال رویید! آن زمان فهمیدم که من به این دنیا آمده ام که عاشق چشم های او شوم... چشم هایی که هرگز ندیده بودم!!عاشقش شده بودم بی اینکه هیچ چیز درباره اش بدانم... هیچ چیز... و عشق چه می تواند باشد، جز این خواستنِ بی انتهای سوزنده و عمیق! بی هیچ چشمداشتی... بی هیچ منطقی...ولی مگر می شود عاشق کسی شد، بی اینکه چشم هایش را دیده باشی؟!او که هر روز هزار تا مسافر را به مقصد می رساند، چه می دانست نافرجام و بی مقصد بودن یعنی چه؟او چه می دانست خواستنِ کسی، بی اینکه او بداند، چقدر ترسناک است...و از آن ترسناک تر، این که: بداند. بداند و هیچ کاری نکند...برشی از داستان کوتاهِ : "راننده ی خط چهل و نه"، نازنین جهانگیری + نوشته شده در شنبه چهارم آذر ۱۴۰۲ ساعت 13:25 توسط  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 15:01

از امروز یک آبان پیش فروش رمان رنج های عزیز در نشر شقایق آغاز شده و به مدت یک هفته ادامه خواهد داشت.

امیدوارم بخونین و موردپسندتون واقع بشه.

بااحترام، نازنین جهانگیری

+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان ۱۴۰۲ ساعت 13:32 توسط  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1402 ساعت: 19:54

سخت، کار کن!

برای آرزوهات بجنگ!

مواظب سلامتی ت باش!

نذار اخبار و جوّ فضای مجازی کنترل ت کنه!

برای موفقیت های کوچیک ت جشن بگیر!

ورزش کن!

امیدوار بمون... امیدوار بمون رفیق!

نازنین جهانگیری

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۲ ساعت 19:12 توسط  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحیمی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1402 ساعت: 1:09

صفحه بندی