
در ادامه، هر آنچه باید درباره «داستان کوتاه» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. داشت دستهایش را توی هوا تکان و به پیرمردِ مسافر آدرس میداد که کجا پیاده شود. گویی رهبرِ ارکسترِ کائنات بود که با حرکات نرم انگشتانِ خوشتراشِ کشیدهاش، تمام ذرات عالم را به رقص درمیآورد.دیدم یا خیال کردم که توی آینه، از پشتِ آن عینکِ غلی...
ادامه مطلب
نمیشه خورشیدو حاشا بکنی، حتی پشت سایه ها و پرده هایه روزی همه کبوتر میشیمو، نمی مونه هیشکی پشت نرده هابخشی از ترانه ی معجزهسیاوش قمیشی، نازنین جهانگیری + نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 12:32 توسط | بخوانید...
ادامه مطلب
معجزههر چه تیره تر بشی ای شب سرد/ ما مثه هر چی ستاره، روشنیمتو تبر بشی واسه ریشه ی ما/ شک نکن بازم جوونه می زنیمهمه ی سازامونم که بشکنی/ با سرودِ خنده مون چه میکنی؟راهِ آرزومونو بستی ولی/ با پرِ پرنده مون چه می کنی؟نمیشه خورشیدو حاشا بکنی/ حتی پشتِ سایه ها و پرده هایه روزی همه کبوتر میشیم و / نمی مونه هیشکی پشتِ نرده هاخواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشیترانه: نازنین جهانگیریپخش از شرکت ترانه + نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 13:46 توسط | بخوانید...
ادامه مطلب
ترانه ی معجزه با صدای سیاوش قمیشی، ترانه ای از بنده و تنظیم اشکان آریا منتشر شد."معجزه"هر چه تیره تر بشی ای شب سردما مثه هر چی ستاره، روشنیم!تو تبر بشی واسه ریشه ی ماشک نکن بازم جوونه می زنیم + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۱ ساعت 11:25 توسط | بخوانید...
ادامه مطلب
برایم دعا کن چشمانِ تو گل آفتابگردانند به هر کجا که نگاه کنی، خدا آنجاست هزارمین سیگارم را روشن می کنم پس چرا سکته نمی کنم؟ نمی دانم... حسین پناهی...
ادامه مطلب
میراثدار نگاه تو دل من است و این دل دوستت دارم را روزی از لبان تو خواهد چید آن روز تمام کوچه پر از دل من می شود و دل تو نیز بر شاخه درختان نارون نشسته دوستت دارم هایش را می شمرد و دل من کوچه را از بوسه پر می کند من و تو یعنی دلهایمان... جووانی بوکاچو...
ادامه مطلب
کنار لب های تو ملکوت را به آغوشم دعوت کردم به اندامم سوگند به گیسوان بلندم به لب های خونینم به دستهایم سوگند وقتی تو را در آغوش کشیدم شیطان را فریب دادم شیطانی که مقابل عریانی ام سجده کرد و دیگر شیطان مقرب شد در این درگاه به آغوشم بیا این جا حریم امن یک هم آمیزی همیشگی ست می خواهم با صدای خودت بخوانی خودت را به آغوش من... جمانه حداد ...
ادامه مطلب
تابستان مى رود که تمام شود و تو می روى که تمام شود همه چیز... نگران پاییزم و شبهاى بلندش! و یاد تو که از شبهاى من نمى رود. مونا پرستش...
ادامه مطلب
فکر می کنم اصالت خنده هایت، برمی گردد به دوران ما قبل تاریخ! همان جا که بشر برای حیات پرمشقتش انگیزه ای یافت! شاید "عشق" درست از همان لحظه، کشف شد! کسی چه می داند؟! رمان گاهی خودت باش، نازنین جهانگیری ...
ادامه مطلب
بر فرو رفتگی های این سنگ دست بکش و قرن ها عبور رودخانه را حس کن! سنگ ها سخت عاشق می شوند اما فراموش نمی کنند! گروس عبدالملکیان ...
ادامه مطلب
به شب تکیه داده امو با صدای تو فکر می کنمشب همیشه با من صمیمی استکنار من چهار زانو می نشیندو با مدادرنگی های کودکی امماه را خط خطی می کند.راستیچشمانت چه رنگی بود؟می خواهم جهان را به رنگ چشمانت کنمو بعد بلند شومحرف حرف نامت را شماره بگیرم و اشغال کنم!دوست ندارم کسی به جز من صدایت کندمن آدم حسود بد بی ادبم!چه فرقی می کند؟تو که دوستم نداری! چیستا یثربی ...
ادامه مطلب