نامه... - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 20:33
سالهاستکه از جزیره ی متروکنامه ای را در بطری روانه ی آبهای عالم کرده ام.. اگر کسی عاشق باشدمی تواند کلماتم را بخواندبه هر زبانیدر هر سرزمینی..گاهی فکر می کنمکسی می آیدو با همان شیشه برایم شراب می آورد... xa0 عمران صلاحی
شوق رسیدنت...! - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 20:33
می دانم همیشه دیر می رسی، اما من هر روز درست سر وقت به انتظار آمدنت می نشینم! آن پریشانی آمیخته با شوق رسیدنت را دوست دارم.xa0 xa0 رمان: گاهی خودت باش، نازنین جهانگیری xa0 xa0 xa0
کنار لب های تو - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 20:33
کنار لب های تو ملکوت را به آغوشم دعوت کردم به اندامم سوگند به گیسوان بلندم به لب های خونینم به دستهایم سوگند وقتی تو را در آغوش کشیدم شیطان را فریب دادم شیطانی که مقابل عریانی ام سجده کرد و دیگر شیطان مقرب شد در این درگاه به آغوشم بیا این جا حریم امن یک هم آمیزی همیشگی ست می خواهم با صدای خودت بخوان...
اتفاقی! - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 20:33
انکار کنخیابانی را که هر روزقدم به قدمدلتنگی هایمان را به هم نزدیک تر می کردانکار کنعاشقانه هایی راکه روی لب هایمان به رقص می آمدانکار کنکافه ای قدیمی با فنجان هایی تلخ راکه شیرینی لب هایمان را دوست داشتانکار کنحتی انگشت هایت راوقتی که دلتنگی بین انگشت های مرا پر میکردانکار کنمن هم فکر می کنمکه اتفا...
یاد تو... - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 8:17
تابستان مى رود که تمام شود و تو می روى که تمام شود همه چیز... نگران پاییزم و شبهاى بلندش! و یاد تو که از شبهاى من نمى رود. xa0 مونا پرستش
از تو چه پنهان...؟! - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 8:17
شاید سی سال بعد... - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 18:16
بی شک یک روز،xa0سی سال بعدxa0 xa0 از کنار عابران که رد می شویxa0 بوی عطری گیجت می کندxa0… پرتاب می شوی به سی سال قبلxa0 و دعا می کنی همان لحظه باران بباردxa0 تا گم شودxa0قطره ی اشکیxa0 xa0 که به یاد شاعر عاشقانه های «تقدیم به تو» با حوصلهxa0پایین می افتند از چشم هایتxa0 xa0 از همان چشم هایی کهxa0......
کسی چه می داند؟؟؟ - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 18:16
فکر می کنم اصالت خنده هایت، برمی گردد به دوران ما قبل تاریخ! همان جا که بشر برای حیات پرمشقتش انگیزه ای یافت! شاید "عشق" درست از همان لحظه، کشف شد! کسی چه می داند؟! xa0 رمان گاهی خودت باش، نازنین جهانگیری xa0
دلتنگی... - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 18:16
دلتنگی یعنیخیابانی شلوغ پر از همه آنهاکه شبیه تو اندمثل ساعتی که سازش کوک نیستو هیچ منتظری نگاهش نمی کندچیزی شبیه پیانو های بعد از ظهردر کافه هایی که میزی در آن تنها نیستو صدای خنده های توتنها صدایی استکه باورش نمی کنمعشق های کوبیسم از در و دیوار شهربالا می روندو دوست داشتن های مدرنxa0تلخ تر از همیش...
یک پلان این پاییز... - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 18:16
قاصدک - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 18:15
قاصدک ها شانه خالی کرده انددوستت دارم ها توی دلم حیران مانده اندشاید هم راه خانه ات از حافظه باد پاک شده!هرچه هستکوهها هنوز مثل کوه ایستاده اندزمین هم همچنان گرد استآب هم از آب تکان نخوردهفقط انگار کسی عشق رااز تمام قصه ها پاک کرده! xa0 گیلدا ایازی
سنگ ها سخت عاشق می شوند - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 18:15
بر فرو رفتگی های این سنگ دست بکش و قرن ها عبور رودخانه را حس کن! سنگ ها سخت عاشق می شوند اما فراموش نمی کنند! xa0 گروس عبدالملکیان
روز حقیقت... - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 18:15
از دست دادن... - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 18:15
چای... - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 13:19
چیزی بگو... - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 13:19
چیزی به من بگو مثل بهار مثلا شکوفه کن! و یا ببار مانند رحمتی بر درونم یا رنگین کمان باش و روحم را در آغوش بگیر چیزی بگو فراتر از حرف باشد جانم را لمس کند چیزی بگو مثلا کنارت هستم... xa0 تورگوت اویار
قفس... - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 9:09
لیوانی آب باشد و خُردهای نان و دستهای تو ... xa0هیچ پرندهای به اندازهی من این قفس را دوست ندارد...! xa0 بابک زمانی
انگشت اشاره ات را به من بده - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 9:09
انگشت اشاره ات را بده می خواهم روی لب هایم بگذارم تا فریاد نزنم عشقت را؛ هیس! انگشت اشاره ات را بده می خواهم موهای خیسم را تاب بدهم به انحنای انگشت هایت تا پیچ و تاب بخورند روی تنم بریزند روی شانه هایم تا دلت بند بشود وسط انبوه تاب خورده موهایم انگشت اشاره ات را بده می خواهم تمام دست هایم را به پناه...
آزادی... - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 9:09
آزادی نعمت بزرگی است و اسارت دردناک ترین درد عالم! دیگر تفاوتی ندارد اسیر یک عشق باشی، یا اسیر یک انسان، یا اسیر تفکرات و عادات غلط خودت! اسارت، اسارت است! با روح آفرینش انسان جور درنمی آید. چون انسان آزاد آفریده شده. اسارت پر و بال آدم را می چیند و توی کثافت اسیرت می کند... خودت را آرام آرام گم می ...
بوسه - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 9:09
ﺑﻮﺳﻪﻫﺎ ﺁﻭﺍﺭﻩﺗﺮﯾﻦ ﻣﺨﻠﻮﻗﺎﺕ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻧﺪ ﺑﺮ ﺑﺎﺩ ﺑﺮ ﺩﺭ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﺮ ﺣﺴﺮﺕ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﻟﺐ ﻛﺴﻲ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﻲﻛﻨﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪﺵ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﭘﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺟﻤﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﻪﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻫﻔﺘﻪ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﺪ ... xa0 احمدرضا احمدی

برچسب‌های مرتبط

لبخند زندگی | لبخند ژکوند | لبخند تو | لبخند بزن | لبخند مصنوعی سپیده | لبخند تلخ | لبخند چت | لبخند زیبا | لبخند خدا | لبخند مصنوعی